استاندار محترم به دادمان برس

نامه ای به استاندار محترم یزد
از طرف یک شهروند اردکانی

جناب آقای میرمحمدی، سلام
واقعیتش را بخواهید با اجازه حضرتعالی می خواهم نامه ام را بدون تکلف بنویسم، با متانتی که از حضرتعالی سراغ دارم، می دانم که شکوه نخواهید کرد به سبب این نوع نگارش.
جناب آقای میرمحمدی، این نامه را نمی نویسم که فقط درد دل کنم، بلکه آنقدر به در بسته خورده ایم که انتظار داریم ، شما حداقل یکی دو تا از این درها را باز کنید.
جناب آقای میرمحمدی، خواهش می کنم، خواهش می کنم، این نامه را از روی برخوردهای سیاسی مطالعه نفرمایید. ما یک شهروند عادی هستیم  و نه کار به سیاست داریم و نه از سیاست خوشمان می آید، تنها خواسته ما اینست که در شهر خود، اردکان، با تلاش اما راحت زندگی کنیم. همین.
خواهش می کنیم این نامه را بخوانید و اگر یک درصد، احساس می کنید حق با ماست، آن را بررسی کنید.
صنعت روزگاری نه چندان دور در اردکان هیچ جایگاهی نداشت، به تلاش جناب آقای تابش باید بگویم امروز اردکان، کاملا تبدیل به یک شهر صنعتی شده است. البته اجازه بدهیم با اطمینان و با احترام به جناب تابش این را بگویم که این صنعتی شدن کاملا بدون برنامه بود. این صنعتی شدن به قیمت گزافی بدست آمده است: به قیمت خریدن چاه های کشاورزی مردم توسط مالکان کارخانه های فولاد و کاشی و غیره، به قیمت نابودی بخش کشاورزی اندکی که در این شهر وجود داشت، به قیمت خرد شدن غرور جوانان اردکانی برای اشتغال، به قیمت بالا رفتن آمار سرطان و سقط جنین، به قیمت آلودگی زیست محیطی، به قیمت نابودی بخشی از فرهنگ ناب اردکانی ، به قیمت از بین رفتن امنیت این شهرستان، به قیمت کم آبی شدید و غیره.
اما امروز که دیگر اثرات این توسعه نامتوازن ، دیگر برای همه ملموس شده است، در سخنرانی های آقایان مسئول خصوصا جناب تابش، صحبت از توسعه متوازن می شود. شاید هم نزدیک انتخابات هستیم و به ناچار باید هم کلام مردم شویم.
آن روز که یکی یکی مجوزها برای راه اندازی کارخانه شیشه گرفته می شد هیچ کس اعتراضی نمی کرد و حالا که آلایندگی جای شک و شبهه باقی گذاشته است، مدام از جانمایی این کارخانه می گویند. در کجای دنیا، سنگ شکن کارخانه شیشه در شهر واقع است؟ ما مردم عادی حق زندگی نداریم؟
آن روزها که مجوزهای فولاد- به گفته خود نماینده محترم به 26 مجوز بالغ شده است- یکی یکی داده می شد چرا هیچ کس حرف ما را نمی شنید؟ مجوزهایی که باید مورد بررسی قرار گیرند و بدون رودرواسی آنها که محدود به گرفتن زمین شده اند، لغو شوند. و مهمتر که بررسی شوند این مجوزها به طور مستقیم و غیرمستقیم مربوط به چه کسانی می شوند!
جناب آقای میرمحمدی، هنوز یک سوم این 26 مجوز هم به مرحله راه اندازی نرسیده اند، نمی شود در اردکان زندگی کرد، چه برسد که بخواهیم این 26 کارخانه فولاد را راه اندازی کنند.
فقط یک مسئول بیاید بگوید کارخانه فولاد تارا و کیوان، واقعا و  از روی انصاف چه منفعتی برای مردم اردکان داشته است؟ نیروهای بومی ما را استخدام کرده اند؟ که نه. آلاینده نیستند که ذوب آهن قراضه جز آلایندگی هیچ ندارند. به مردم شهر کمک کرده اند که خیر. واقعا چنین کارخانه هایی چه منفعتی برای ما داشته اند که مجوز فولاد هلال را هم می دهند. بلی شاید برای برخی که نام آشنا هستند و به کار فروش آهن قراضه روی آورده اند، بد نباشد! که خود جای بررسی دارد.
جناب آقای میرمحمدی، مدام تخصص و توان جوانان اردکانی را عده ای اصفهانی، به بازی گرفته اند و له کرده اند. شما به ما بگویید، اداره آشپزخانه های این کارخانه ها هم مگر تخصص بالایی می خواهد؟ یعنی اینجا پیمانکار پیدا نمیشد؟ واقعا به جز چند اشتغال در سطح نیروهای خرد، این صنعت چه برای ما داشته است؟ خیلی خیلی روشن است که خود صنعت فولاد جز صنایع با تکنولوژی پایین است و تخصص بالایی نمی خواهد چه برسد به آشپزخانه های آن ها.
همه این ها یک طرف و سخنان تامل برانگیز یکی از مسئولین استان در مورد راه اندازی منطقه ویژه فولاد اردکان هم یک طرف.  این مساله آنقدر بزرگ جلوه می کند که زندگی همه ما اردکانی ها را متاثر سازد. واقعا این منطقه ویژه فولاد اردکان و راه اندازی آن صحت دارد؟ اگر صحت دارد که باید به دلسوزی برخی مسئولین، شک کرد.
این شهر مگر دیگر جای توسعه صنعت فولاد است؟ راست می گویند مناطق ویژه جز قلمرو گمرکی کشور نیست؟ یعنی می خواهند از اردکان جدا کنند؟ این را دیگر نمی توانیم تحمل کنیم.
فولاد، شیشه، اورانیوم، کاشی، هر چه صنعت آلوده بوده است دور یک شهر با جمعیت 80 هزار نفر جمع کرده ایم.
جناب آقای میرمحمدی به دادمان برس

این مطلب از پایگاه خبری اردکان گویا می باشد و وبلاگ انجمن جز باز نشر آن مسوولیتی ندارد.

/ 0 نظر / 10 بازدید